مادرانه هایم را برات می نویسم از اولین های من وتو تا بی نهایت......1ماهگی
اولین روز زندگیت آروشا ی من ١ماهه شد.....هورااااااااااااا زمانی که این عکس انداختم ،شمال خونه بابابزرگ ( بابای من) روی پای زندایی زینب جون داشتی لالایی می کردی عکس ٢ماهگی.بازم تو شمال بودیم،روی تشکی ک مادرجون برات درست کرده مثل یه فرشته خوابیدی خوشگلم عکس ٣ماهگیت متاسفانه قاطی عکسا شده،قول می دم پیدا کنم عکس ٤ ماه و ١٧ روزت وشب یلدا خونه عمو سهراب و از همه مهم تر برای اولین بار با صدای بلند خندیدی( قهقه زدی) عزیزم4 ماهگیت تو خونه خودمون با لبا س خوشگلی ک دایی امید و زن دایی جون برات هدیه خریدند 5ماهگی عزیز دلم ک تصادفا شمال بودیم دردونه باب...
نویسنده :
مامان نیلوفر
15:38








